Article فلسفه غرب fa

هستی‌شناسی هایدگر: از دازاین تا وجود

علی احمدی ۱۴۰۵/۰۲/۱۱ 1 دقیقه مطالعه 👁 25

سؤال از هستی

مارتین هایدگر (۱۸۸۹ – ۱۹۷۶م) معتقد بود که سراسر تاریخ فلسفه غرب دچار «فراموشی وجود» شده است. یعنی فلاسفه به جای پرسش از «وجود» (Sein)، صرفاً به موجودات (Seiende) پرداخته‌اند.

دازاین (Dasein)

هایدگر در هستی و زمان (۱۹۲۷) انسان را با اصطلاح «دازاین» (به‌معنای «اینجا-بودن» یا «حضور») توصیف می‌کند. دازاین موجودی است که برای خود مسئله است و می‌تواند درباره وجود خود بپرسد.

در-جهان-بودن

یکی از مفاهیم کلیدی هایدگر «در-جهان-بودن» (In-der-Welt-Sein) است. انسان نه ذهنی جدا از جهان، بلکه همواره درگیر و درهم‌تنیده با جهان است. این نقدی مستقیم به دوگانه ذهن-بدن دکارتی است.

مرگ و اصالت

هایدگر معتقد است که رویارویی با مرگ به‌عنوان امکانی قطعی، دازاین را از وجود ناخودآگاه «آنان» (das Man) بیدار کرده و به سمت اصالت (Authenticity) سوق می‌دهد.

تأثیر بر الهیات

هایدگر تأثیر عمیقی بر الهیات وجودی قرن بیستم، به‌ویژه بر رودلف بولتمان و پل تیلیش گذاشت. هر دو از مفاهیم هایدگری برای بازتفسیر الهیات مسیحی بهره گرفتند.

نظرات (0)

لطفاً برای ارسال نظر وارد شوید.

برای نظر دادن وارد شوید