براهین اثبات وجود خدا: از ابنسینا تا کانت
مقدمه
اثبات عقلانی وجود خداوند از مهمترین مسائل فلسفه دین است. در این مقاله به مرور سه برهان اصلی و نقدهای کانت بر آنها میپردازیم.
۱. برهان وجودی (آنسلم)
آنسلم قدیس در سده یازدهم میلادی استدلال کرد که خدا موجودی است که از آن بزرگتر قابل تصور نیست. اگر چنین موجودی فقط در ذهن باشد، میتوان موجودی بزرگتر تصور کرد که در خارج هم وجود داشته باشد. پس خدا باید در خارج هم موجود باشد.
۲. برهان وجوب و امکان (ابنسینا)
ابنسینا در اشارات و تنبیهات برهان خود را چنین تقریر میکند: موجودات یا واجبالوجودند یا ممکنالوجود. ممکنالوجود برای وجود خود نیازمند علت است. سلسله علل به خودی خود بدون نقطه توقف ممکن نیست؛ پس باید به واجبالوجودی برسیم که وجودش به چیز دیگری وابسته نیست.
۳. برهان کیهانشناختی (کلامی)
هر موجودی که آغازی دارد علتی میخواهد. جهان آغازی داشته است. پس جهان علتی دارد که ورای آن است.
نقد کانت
ایمانوئل کانت در نقد عقل محض نشان داد که هیچیک از این براهین بهتنهایی اثباتکننده کافی نیستند، زیرا ما نمیتوانیم از قلمرو تجربه به امر فوقتجربی پل بزنیم. با این حال کانت خود در نقد عقل عملی به وجود خدا از راه اخلاقی استدلال کرد.
نظرات (0)
لطفاً برای ارسال نظر وارد شوید.
برای نظر دادن وارد شوید